امروز رفته بودم مصاحبه شركت زرين غزال يا همون دايتي خودمون كه ادعاش كل ايرانو پر كرده.خدايان برنامه ريزي بعد از يك ساعت و نيم سرپا نگهداشتن جماعت بيكار(فقط خودم تو اون جمع بيكار نبودم) مرحمت فرموده ما 30 نفر رو به سالن كنفرانس بردند.در سالن كنفرانس پروفسور نجاتي(ميگن استاد دانشگاههاي فرنگه خدا عالمه كه راسته يا دروغ) به همراه مدير عامل دايتي نشسته بودند.پروفسور با اون قيافه اخموش شروع كرد به يه سري توضيحات و بعد چندتا سوال داد كه جواب بديم.بعدش اسامي افراد را دونه دونه ميخوند هركسي بلند ميشد و در يكي دو دقيقه در مورد خودش و علايقش حرف ميزد(مثلا تست روانشناسي بود).اينكه چه رنگي دوست داري يا دوست نداري و از چه حيواني خوشت مياد و از اين حرفا.نوبت به ما رسيد بلند شديم و دو دقيقه فقط سوابق كاريمونو ميگفتيم كه مدير توليد هستم مدير كنترل كيفيت نماينده مديريت… خلاصه همينجور رديف كرديم بعدش پرسيد چه حيواني دوست داري گفتم من همه حيووناي باغ وحشو تا وقتي تو قفسن دوست دارم اما اگه اجباريه و بايد يكيشو انتخاب كنيم يه حيواني بوده به نام Anomalocaris در اوايل دوران پالئوزوييك يعني ششصد مليون سال پيش زندگي ميكرده. از نرم تنان دريايي بوده و بنده خدا به علت عدم انعطاف پذيري متاسفانه نسلش منقرض شد(اينجا جمعيت زد زير خنده).بعد نوبت رنگ شد گفتم جناب پروفسور من چون گرافيك هم كار كردم هر رنگي را بسته به مورد استفاده اش ميگم خوبه يا بد ولي بازم اگه اجباريه يه طيف رنگي در مدل رنگي RGB از سايان هشتاد درصد تا آبي شماره دويست دوست دارم(يه جورايي مغزش هنگ كرد) ديگه هيچي نپرسيد.
تجربه بدي نبود يه پروفسور را پيچوندن حال داد.اين هم عكسي از مرحوم مغفور جنت مكان خلد آشيان شادروان زنده ياد Anomalocaris الفاتحه……

تو بگو به چه زبونی میشه باهات حرف زد که آدم رو 75859389 بار نپیچونی ؟ اصلا همچین زبونی هست؟ می گفتن آبادانی ها آخرشن! تو ی خرمشهری که دیگه از حد و تعریف گذروندی حاضر جوابی رو!
منو بگو که نشستم اینجا نذر و نیاز که کارت درست بشه ! تو با اون همه سوابق کاری _ برجسته و گواهینامه ها و تقدیر نامه ها و نمونه نامه ها ! پا میشی می ری ملت رو می ذاری سر کار!
)
خدا منو از دست همتون نجات بده که اینهمه غصه م میدین!
خب دیگه
اما خیلی خوب در مصاحبه درخشیدی امیدوارم که موفق باشی در اردوگاه کار اجباری!
آي استراتژيك خون! تقلب كردي بايد ميگفتي ديدي دايناسورها مردن ببرها مووندن!
فكر كنم بعد از اينكه خودت تعريف ردي اينجا هم خوندم باز سر صبحي اومدم دارم هر هر مي خندم!
تو خط پايان نشاط و انرژي مي باشي (تعريف كردم پولش رو بده زوود! )
فكر كن منظورم بود! شلوغ ميكني ديگه!!!!
با این وضع حتما استخدام میشی!
امیدوار باش!
جالب بود!
سلام پسرخاله!بابا اینقدر این پرفسورای این مملکتو سر کار نذار.خوب بیچاره ها فقط یه ذره خودشکوفا نیستن.حالا تو باید هی دستشون بندازی؟راستی وایسا ببینم تو روانشناسا رو دست انداختی؟؟؟؟؟؟به خاله میگم حالا ببین!
ولی خداییش خوب حالشونو گرفتی ها!اگه قبولت نکنن از زبونت ترسیدن!
در زبان بازی تو پرفسوران حیرانند…
حالا میگم این حیوونه رو از کجا پیدا کردی که اسمشو گفتی؟من هنوز اسمشو نتونستم درست بخونم…
اون موقع ها كه مي رفتم كلاس زبان يه درس داشتيم راجع به مصاحبه هاي كاري و اين كه مصاحبه كننده چه سوالايي مي تونه بپرسه و چه سوالايي رو نمي تونه… بعد من اون موقع هميشه فكر مي كردم امكان نداره تو يه مصاحبه انقدر از آدم سوالاي چرند بپرسن ولي خب مثل اين كه مصاحبه ي تو مثال نقض بود…
جالب بود!
مسافر
……………….
صبر کن
اندکی مانده تا خورشید بر اید
نرم رقص نیلوفران را
در نوازش ترد نسیم
بنگر
ترنم جویبار را
در متن جاری یک حس
بشنو
آنگاه
از سبوی یاد یاران
جرعه ای آب بنوش
بعد با خود بگو
صبح
یعنی که شب گذشت
و برو
امشب ازمن نکته ی موزون چه می جوئی رهی
شمع خاموشم،گهرباری نمی آید ز من
البته شما که فئودالی.منم که همیشه همینو میگم!
اين نجاتي خودشو اسير يه هرزه كرده به اسم فرزانه چون اين خانم قبلا نماينده دايتي تو كرمونشاه بوده كه بالاي 150 ميليون بدهي بالا آورد و چون نجاتي ضامنش بوده آويزون آقا وصيغش شده واقعا پرفسوره اونم چه پرفسوري
نجاتي فرد مدير فروش زرين غزاله و ليسانس مديريت داره و بچه شيراز وساكن تهرونه و ادم zz يعني زن ذليليه چه شود اگه مطلب بابك رو يكي از فك و فاميل زن نجاتي بخونه اونوقت چي ميشه مخصوصا كه 4 شنبه سوري نزديكه
مصاحبه همین جا ختم شد؟ منظورم اینه که از سایر علایق سوالی نشد. منظورم اینه که پرفسور اش اگر پرفسور بود انقد ادامه می دهد تا کل تمدن مخفی میلیون ها سال از نهاد شما بیرون بزنه.
كيوان جان نجاتي رو خوب ميشناسم چون اينقدر تو محل خودشو ميگيره و چس دماغه كه بچها دخترهاشو دست ميندازن بابك چه سوژه خوبي داد كه كمي با بربچ حال كنيم
چي شدي آخرش؟
مهتاب خانم آخر قصه این مدیر دایتی و اون خانم محترم؟؟ معلومه لو رفتن ازدواج یواشکی کتک خوردن هر 2 از خانم نجاتی .نمیدونم شاید هم 9 ماه دیگه نتیجه این ازدواج معلوم میشه مهتاب جان ??
آقا کیوان ببین با یه شرح مصاحبت چه شری درست کردی و ازدواج دوم و موقت مدیر دایتی نجاتی فرد رو شد بقول ساغر چه 4 شنبه سوری میشه اگه خانم نجاتی بفهمه وبقول مجری برنامه 90 چه میکنه این خانم نجاتی به به . اگه کسی خبر دار شد یا از کارکنان سرکت دایتی کسی از آخر این با کج متوجه شد یه ندا بده تا همه به فیض برسند
سلام دوستان من هم یه سری اطلاعات از این مهندس نجاتی فرد دارم این بابا قبلا یه شرکت داشت به اسم فانکو که تو کار دستگاههای برش و این چیزها بود بعد که رفت تو زرین غزال و این خانمم که عقد موقتش کرده معلم ادبیات تو منطقه 5 که معلم دختر نجاتی برای کنکور بود و بعدش هم که…… مبارکه اگه زن نجاتی بذاره ایشالا 100 سال دیگه مخفیانه با هم زندگی کنند فقط من موندم با این بدهی که این خانم داره هر بار …. چقدر برا نجاتی تموم میشه؟
آخه پیچوندن هم خوشحالی کردن داره بچه جان
بجای اون حلزونه می گفتی آهو مثلا
حداقل می موندی تو دایتی
مارم میهمون می کردی بستنی
داش کیوان من یه زمانی تو شرکت زرین غزال تهرون کار میکردم تا اینکه این زن دوم نجاتی{خانم فرزانه ملکی} که اون موقع نماینده دایتی تو کرمانشاه بودو هنوز نجاتی نگرفته بودش به من نظر داشت ولی من بهش محل نمیذاشتم چون سنن جای مادرم بود برا همین اونقدر نزد نجاتی از من بد گفت و زیر ابمو زد تا نجاتی وادارم کرد که استفا بدم خلاصه اگه تو این شرکت میری مواظب باش چون آدمهای نامردی هستند
آقا کیوان ببین این داداش عزیزی چه جانمازی آب میکشه ؟ خوب داداش من آمارتو که دارم فقط میدونم دست کم 2 با باهاش شمال رفتی نوش جونت ولی خوب حق داری زود دلتو زد هم سنن جای مادرته هم هیکلش دست کمی از خرس نداره به anamalocaris هم شبیه . آقا کیوان اگه ایشالا رفتی تو شرکت حال این جنورو از نجاتی جویا شو
در جواب آقا بابک باید بگم بجان یگانه دخترم من اگه دستم حتی به دست این زن خورده البته اون هر کسی بره طرفش بهش نه نمیگه بسکه مهربونه تا اونجا که میدونم این خانم یه مدت با یه مهندسی دوست بود که نتونست درست حسلبی تیغش بزنه و مهندس وقتی موچشو با یکی از بروبچ بازرسی دایتی که خیلی هم کم سن وساله گرفت ولش کرد خوش به حال جناب دکتر نجاتی با این خانم صیغه ای و نجیش.
پسرخاله اینجا چه خبره؟
سلام آقا كيوان بيست و هفت ساله كارشناس مواد غذايي !
حال شما ؟ خوشحالم از آشناييتون .. يه بار پسرم كوچيكتر كه بود عكس دايناسور توي كتابي ديد و از من پرسيد مامان ؟ چرا ديگه دايناسور نمي بينيم ؟
گفتم عزيزم دايناسور ها مال خيلي وقت پيش بودن .. حالا ديگه نيستن …
گفت مثلا قبل از اينكه من به دنيا بيام ؟ گفتم بله عزيزم خيلي خيلي قبل از اينكه تو بدنيا بياي .. بعد يهو گفت پس تو حتما دايناسور ديدي چون خيلي قبل از من دنيا اومدي .. و اين سوژه اي شد براي جناب همسر كه تا مدتها احوال دايناسور ها را از من بپرسند كه : تو كه زمان دايناسور ها دنيا اومدي خيلي خوب مونديا !!
بازهم تشريف بياوريد .. حضورتان مايه دلگزمي ست …
سلام، واقعا امروز شوكه شدم كه ديدم مردم خوب و مهمان نواز شيرازي براي يك هموطن خودشان كه آدم موفق و باسواد و بزرگي شده اينقدر انرژي منفي صرف كردند و حرفهاي زشت نوشته اند و چه تهمتهاي زشت و ناروايي زده اند.
من يك دانشجوي صنايع غذايي هستم كه در تمامي سخنراني هاي پروفسور نجاتي در تهران و مشهد شركت كرده ام و از راه دور خيلي از شركتهايي كه ايشان حضور داشته اند را مي شناسم. براي اينكه از اشتباه در بياييد ايشان اسمش پروفسور سيد صدرالدين نجاتي گيلاني است و تمام تحصيلاتش را در دانشگاههاي انگلستان بوده و الان چند سالي است كه براي كمك به مردم بسيار منصف (!!!!) ايران به اينجا آمده است. ايشان تمام طول هفته در حال سفر به شهرهاي مختلف است و كار اصلي ايشان آموزش و مشاوره است. اگر با يكي از افرادي كه از كمكهاي پروفسور نجاتي استفاده كرده و قضاوتهاي روانشناسي ايشان را از نزديك ديده است صحبت كنيد، تازه ميفهميد كه آن سؤالاتي كه شما نتوانستيد حكمتش را بفهميد چقدر دقيق تمام شخصيت شما را scan ميكند. حداقل پيداست كه قضاوت ايشان اشتباه نبوده كه شما را قبول نكردهاند چون ايشان هيچوقت افراد انتقامجو را براي كار انتخاب نميكنند.
آن چيزي كه شما به عنوان آقاي نجاتي فرد رفتيد پيدا كرديد و با تمام انرژي و تلاش سعي كرديد ايشان را خراب كنيد، نماينده دايتي در تهران هستند و هيچ ارتباطي با پروفسور نجاتي ندارند. در هر صورت هم هر كاري كرده و زن دوم گرفته يا هر چي نوش جانش.
و شما آقاي كيوان، اگر شما به هر دليلي در مصاحبه شركت زرين غزال شكست خورده ايد دليل نميشود كه سعي كنيد بقيه را خراب كنيد، چه آقاي نجاتي فرد باشد و چه پروفسور نجاتي و چه شركت زرين غزال.
سلام به جمع آقاي كيوان و دوستان!
امروز خبردار شديم كه يك نفر در اينترنت مطالبي چاپ كرده و سعي كرده رد شدنش را با شلوغ كردن و حرفهاي بي پايه نوشتن در مورد پروفسور نجاتي جبران كنه.
محض اطلاع افرادي كه علاقه زيادي به خراب كردن بقيه دارن؛ آقاي پروفسور نجاتي يكي از ايرانيهاي موفق هستند كه در خيلي از كشورهاي اروپايي موفقيتهاي خيلي زيادي داشتند كه براي هر ايراني ميتونه باعث افتخار باشه؛ و الان هم هر كسي كه با پروفسور از نزديك كار كرده آنقدر توسعه پيدا كرده كه بدون ايشان، شايد 30 سال برايش طول داشت.
البته شما حق داريد از قبول نشدنتون دلخور باشيد؛ ماها كه دانشجوهاي پروفسور بوديم خيلي سمپاشي از اينور و اونور ديديم؛ خوب متأسفانه همه ميخوان يا خودشان موفق بشن؛ يا اگه نشدن بقيه هم حداقل بي آبرو بشن!!!!
به هر حال پروفسور نجاتي استاد من بودند و من 3 ماه باهاشون آموزش ديدم (البته نه در دوره شيراز شركت دايتي) و جالبه پروفسور كه توي ايران هم بزرگ نشده، خيلي بيشتر به ايرونيها علاقه داره و ازشون طرفداري ميكنه تا ايرونيها نسبت به ايشون! پروفسور به ما ياد دادن كه چطور قوي باشيم، هدف داشته باشيم، به هر كسي كه به ما كمك كرده وفادار باشيم، به كار بقيه كار نداشته باشيم، برنامهريزي كنيم، از موانع نترسيم، بزرگ فكر كنيم و هيچوقت هيچوقت بد كسي رو نخواهيم، و هميشه و هميشه و هميشه از همه چيز از دين اسلام، از قرآن، از كتابها و مقالهها، از افراد موفق ياد بگيريم و هميشه خودمونو توسعه بديم. پروفسور هميشه ميگن: “شما تلاش كنيد و نيتتان خير باشه و به كسي آسيب نرسانيد، خدا حتماً به شما كمك خواهد كرد.”
نه فقط من كه همه دوستا و فاميلام هم از هر چي كه ما از پروفسور ياد گرفتيم و تعريف كرديم ياد گرفتن. پروفسور به خيلي از ادماهاي اينجا، تهران، و حتماً شيراز كمك كرده كه راهشونو پيدا كنن و زندگيشون معنيدار بشه. من هميشه خدا رو شكر ميگم كه تونستم با پروفسور نجاتي آشنا بشم و باهاشون از نزديك كار كنم.
به هر حال سمپاشيهاي بقيه نميتونه به اندازه سر سوزني از بزرگواري و احترام و بخشندگي و صبر پروفسور نجاتي كم كنه. شما هم بهتره بجاي اينكه وقتتان را اينطوري حروم كنيد و شخصيت بقيه هموطنانتون را خراب كنين، يا بفهمين براي چي دارين زندگي ميكنين يا اگه اينو فهميدين؛ سعي كنين بهترش كنين.
معلومه داری میمیری که قبولت نکردن توی دایتی.آخه اون جا جای هر آشغالی که نیست.من خودم اونجا قبول شدم.در ضمن اول در مورد گفته های ایشون تحقیق کردم.همش صحت داشت.معلومه داری می سوزیا.پروفسور تمام زندگیو بچه های دایتی.مخصوصاً کارمندان جدید.خدا به تو هم صبر بده که اینقدر حرص نخوری.شاید بعداً به عنوان خدمه جایی استخدامت کردن
همه دوسش دارن بیچاره.از حسادت نمیریا
به نظر من که این حرفهای زشت و نامربوطی که یه مشت آدم بیکار و عقده ای نوشتند و سعی کردند اسم یک شخصیت موفق ایرانی را خراب کنند، اونقدر بی اساس و مسخره است که فقط آدمو به خنده می اندازه و هیچ اثری به شخصیت پروفسور نجاتی نداره. خیلی خیط شدین که گند زدین و اطلاعات اشتباه پیدا کردین نه !!!!!
آخ آخ آخ چقدر خندیدم!!!! یعنی این آقای کیوان شیرازی و دوستانش اونقدر در حال و هوای شیراز و وصف بی محالش غرق شدن که توهم زدن و فکر کردن که مچ گرفتن!!! یعنی فکر کرده این همه آدم بزرگ و صاحب نظر توی مملکت نتونستن اطلاعات آقای دکتر را پیدا کنن و نمی فهمیدن چرا، تا زمانی که آقای کیوان شیرازی به لطف آب و هوای شیراز تونسته این حقیقت رو پیدا کنه و به اطلاع همگان برسونه!!!! خوبه ما حتماً باید یکسر شیراز بیایم، ظاهراً که آب و هواش خوب اثر می ذاره!!!
حرف های خانم یا آقای ناشناس کاملاً درست و من هم تایید می کنم.و تمام سعی خودمون رو می کنیم تا دیگه کسی جرآت نکنه در مورد پروفسور بد بنویسه
جناب آقای کیوان و دوستان
ما به مدت 4 ماه با پروفسور آموزش داشتیم .توی این مدت مطالبی یاد گرفتیم که به یک عمر احتیاج داشت.مطالبی که مسیر زندگی همه ما رو تغییر داد.یاد گرفتیم که چگونه بهتر زندگی کنیم.و همه این آرزو را داریم که دوباره با پروفسور سر کلاس بنشینیم و از گفته ها و درس های ایشان استفاده کنیم.شما هم بهتر اول در مورد کسی مطمئن باشی و بعد قضاوت کنی.
مرسی مینا جان با نوشته های زیبات
با سلام
درست است که آدم های کوچک به خاطر فکر کوچکشان می خواهند آدم های بزرگ را گوچک ببینند ولی خودشان کو چکتر می شوند . و ما همه بچه های دایتی خوشحال هستیم که شما در جمع ما نیستید و می دانستیم استاد ما جناب پورفسور درست همه را انتخاب کرده چون : تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف ورنه هر گبر به پیری ………
خوشم میاد که جناب پروفسور چه عالی آدم های ضعیف رو از آدم های قوی تشخیص میدن امروز با دیدن این چرت وپرت ها مطمئن شدم که چقدر ضعیفی و واقعا” جات بین دانشجوهای قوی دایتی (زرین غزال ) نبود این نوشته ها از ارزش های پروفسور ما ذره ای کم نمیکنه
خوشم میاد کم آوردی جناب کیوان خان.
آقای کیوان و دوستانش بد گندی زدین و بیشتر آبروی خودتونو بردین
هر زمانی که اینها را می خوانید اگر یکذره چیزی به عنوان شخصیت در خودتان پیدا کردین, باید از آقای پروفسور نجاتی عذرخواهی کنین
جناب استاد ارجمند پروفسور نجاتی
ما اینجا (با اینکه ما اصلاً در فرایند نوشتن مطالب کذب این سایت نبوده ایم) همینجا از طرف همه کسانی که از روی کم عقلی و حسادت و ضعف خودشون سعی کردن که شما , و شرکت دایتی و آقای نجاتی فرد را زیر سوال ببرن , از شما عذرخواهی می کنیم و امیدواریم که شما این را به حساب بچگی و کم عقلی آقای کیوان و دوستانش بگذارید و همه را برای اشتباه زشتشان ببخشید.
با تشکر:
یک ایرانی
سلام
امیدوارم که از روی نفهمی و ندانستن این حرفها را زدید و یا اشتباه کردید. من در سال 1996 در یکی از مراکز مدیریت دانشگاه انگلستان که پروفسور نجاتی ریاست آن را داشتند مدرک دکترا گرفته ام. علم جدید همیشه برای افرادی که اون را ندیدن و یا نمی فهمن, منطقی به نظر نمی رسد. به جای اینکه ناراحت بشید که چرا در یک مصاحبه انتخاب نشده اید, همیشه ضعف خود را تجزیه و تحلیل کنید و از شکست قبلیتان یاد بگیرید. منفی بودن برای یک دانشجو مفید نیست. آنهایی که پروفسور نجاتی را می شناسند, احتیاجی به گفته های شما ندارند. سعی کنید از ایرانی های موفق در خارج یاد بگیرید و به ایرانی بودن آنها افتخار کنید.
سلام به همه
خيلي خوشحالم كه با شاگردهاي ديگه پروفسور هم آشنا شدم.
حالا ديگه مطمئنم كه همه كساني كه با پروفسور نجاتي آموزش ديدن همه آدمهاي محكم و قوياي هستند.
اميدوارم كه شما كه در امتحان شركت دايتي قبول شدين و آموزش ديدين خيلي موفق باشين و اونقدر اونجا را موفق كنين كه اسمش توي همه ايران معروف بشه.
براتون آرزوي موفقيت دارم.
سلام خدمت همه دوستان مخصوصا دوستداران پرفسور نجاتي من اگر جسارتي به ساحت استاد كردم هم از ايشون وهم دوسدارانش معذرت مي خوام من منظورم نجاتي فرد نماينده دايتي بوده نه جناب استاد كه يه انسان والا وفرهيخته هستند
سلام
من 2جلسه هست که با پروفسور آشنا شدم. ایشون تکه.شانس و سعادت ندتشتی با ایشون باشی