نه لب گشايدم از گل نه دل كشد به نبيد……………………..چه بي نشاط بهاري كه بي رخ تو رسيد
نشان داغ دل ماست لاله اي كه شكفت………………………به سوگواري زلف تو اين بنفشه دميد (هوشنگ ابتهاج)
درودي دگرباره بر دوستان و خوانندگان و شادباش نوروزي به همگي.اميدوارم همه سالم و شاد باشند.
معمولا هر كسي نوشته اول سال جديدش را در مورد شاديهاي نوروزي و رفت و آمدها و تبريكات مينويسه اما براي من اتفاقي افتاد كه مجبورم اولين نوشته سال را با غم بنويسم.
در شركت قبلي كه تا همين بيست روز پيش درآن كار ميكردم،كارگري داشتم به نام علي اصغر غني،اين بابا چند ماه بعد از شروع به كار من به اين شركت اومد و كلا من با همه پرسنل از كارگر گرفته تا مدير دوست بودم.با من درد دل مي كردند و اگر كمكي از دستم بر مي آمد براشون انجام مي دادم و همشونو دوست داشتم.اين اصغر آقا حدود 28 سال داشت از اون قشر ساده و آسيب پذير از همونهايي كه هميشه زير خط فقر زندگي كرده اند و با مفهوم نداري كاملا آشنا هستند.با زن و بچه خودش همون حوالي كارخانه خارج از شهر زندگي مي كرد يه بچه داشت كه خيلي هم دوستش داشت براش آهنگ ميگذاشت و اون بچه هم تو دنياي كودكي خودش عشقش رقصيدن بود.اين بچه الان حدود سه سالشه.خلاصه اين اصغر آقاي ما آدم شوخي بود هميشه هم حين كار با موبايلش مشغول گوش دادن آهنگهاي دلم ديمبو بود. خواننده هايي مثل سندي و غيره.كلا پسر خوبي بود قبل از عيد كه من اونجارو ترك كردم ديگه خبري ازش نداشتم تا اينكه روز قبل از عيد به من خبر دادند كه سوار موتور بوده و تند هم ميرانده كه با يه ماشين تصادف ميكنه از بخت بد كلاه ايمني هم سرش نكرده بود.همه چيز دست به دست هم داد تا اين بيچاره مرگ مغزي بشه و بره تو كما از اونجايي هم كه تو اين مملكت اگه پول نداشته باشي و سر و كارت به بيمارستان بيفته سالم هم كه باشي جنازه برميگردي بعد از دوروز كه زير دستگاه بود مرگش را اعلام كردند وماجرا به همين سادگي و سرعت تمام شد.باورم نميشد به همين راحتي در سن 30 سالگي رفت و زن و بچه اش تنها و بي سرپرست ماندند.مرگش متاثرم كرد.من بيشتر نگران خانواده اصغرم كه چي به سر اون زن و بچه خواهد آمد.اين بچه بدون سايه پدر چگونه بزرگ خواهد شد؟نميدونم.با خودم فكر ميكردم ما خيلي وقتها قدر داشته هامونو نميدونيم تا وقتي كه از دستش ميديم اونوقت داد و فغانمون به آسمون ميره.
اين هم چندتا عكس از اصغر آقاي ما و پسرش در شركت پارس نوش.روانش شاد باد.


ز سرگذشت چمن دل به درد می آید
ببند پنجره را باد سرد می آید
دریغ باغ گل سرخ من که در غم او
همه زمین و زمان زار و زرد می اید
نه لب گشایدم از گل،نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید!
نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن
ببین در آینه ی جویبار گریه ی بید….
,vaghan motasefam
سلام
خیلی خوشم آمد خصوصا ازعکس ها ودوبیتی ها
به قول ما افغانها زنده باشی وخانه آباد
البته دوبیتیها ازخانم دختراهورایی بود
سلام
بابت فوت همکارتون متاسفم وقتی شما انقدر از مرگ یک دوست وهمکار متاثرید ببنید بر من و خانواده ام بخاطر عزیزترین وکوچکترین عضو خانواده چه میگذرد.عزیزی که از بی خردی یک پزشک بی وجدان در بیمارستان سینا بنام خانم دکتر رزاقی(که عنوان خانمی اصلا شایسته اش نیست)و یه مشت پرستاره پست در این بیمارستان و درنهایت بخاطر بی مسئولیتی یه مشت پرستار ویک انترن کشیک احمق و بی سوادوبی وجدان وپست در بیمارستان قلب تهران واقع در جلال ال احمد در سن 19سالگی از پیش ما پرکشید.
اگر شما سالتون رو با یاد همکارتون که شاید مدت کوتاهی از اون خاطره دارید باغم شروع کردین ما که 19سال خاطرات تلخ وشیرین کنار نازنین برادرم که مثل پسرم است داشتیم چه بایدبکنیم.
خداروح همه اشان را شادکندوعقوبت سختی برای عاملان چنین مرگهایی درنظر بگیرد.
امیدوارم سال جدید سالی سرشار از شادی وسلامتی وسربلندی برای همه من جمله شما دوست عزیزباشد
سوفیا
سلام گمپ گلم خبر تاسف باري بود ببين اگه از دست من كاري بر مياد بگو تا انجام بدم چون تهران هستم و كرج دم گوشم اگه صلاح ميدوني ميل بزن به هرحال اميدوارم شما و دختر خاله و ساير دوستان سال خوبي داشته باشيد ايام به كام باد