امروز صبح كه از خواب بيدار شدم ديدم همه جا از برف سفيد شده منم مثل اين برف نديده ها بدون لباس گرم پريدم بيرون و مشغول عكاسي شدم دوربين حرفه اي كه نداشتم خدا بذاره نوكيا N80 كه عصاي دستمون شد.(بقول شاغلام پيرواني : آقو ما بضاعتمون هميه).چند تا از عكسهارو گذاشتم تا شما هم ببينيد.بعد با پدر عزيزوار مشغول برف روبي شديم. پدر عزيزوار كه كمي تا قسمتي پدرسالار مي باشد يهو جوگير شد و چند فروند گلوله برفي جانانه به طرف ما پرتاب كرد ما هم از خدا خواسته شروع به حملات متقابل كرديم و نهايتا خيس خيس گشته اعلام آتش بس نموديم.
سلامي ز شيراز جنت طراز………………….به رويي گشاده به آغوش باز
درودي به پاكان اين سرزمين………………….دليران و شيران ايران زمين
ارسال شده در شعر گونه هاي خودم, شيراز | 3 Comments »
بعد از چند سال دوري از وبلاگ نويسي آخرش اين كنجكاوي استفاده از وردپرس وادارم كرد دوباره نوشتن را شروع كنم. هنوز نميدونم درمورد چه چيزي خواهم نوشت اما به زودي تكليفمو با خودم روشن ميكنم.
ارسال شده در متفرقه | 2 Comments »